تبليغاتX
ناصر بزرگمهر - روزنامه نگار - مدیریت جذب مشتری/مجله سامان شماره 55 /دی 1390
با پوزش ازتاخیر، پاسخ پیشنهادهاو نظرات خود را در زیرهمان جایی که یادداشت خودرا نوشته اید، بخوانید.

یک پسرشهرستانی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاد و به یکی از این فروشگاه های بزرگ که همه چیز می فروشند ودر مرکز ایالت بود رفت.

مدیر فروشگاه به او گفت: یک روزبه تو فرصت می دهم  تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کارت در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم.در پایان اولین روزکاری مدیر به سراغ پسر رفت وازاو پرسید که چند نفرمشتری را جذب کرده است؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری.
مدیر با تعجب گفت: تنها یک مشتری ...؟ بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند...حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟ پسر گفت:50،999،134،1 دلار...
مدیر تقریبا فریاد کشید:یک میلیون دلار.....؟ مگه چی فروختی؟
پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟ گفت: خلیج ...

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید ویک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم،بعدپرسیدم ماشین تان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟ که گفت ...و من به او پیشنهاد کردم که یک ماشین بزرگتر و با قدرت بخرد و او هم یک ماشین خرید و...
مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق وماشین فروختی؟
پسر به آرامی گفت:نه،اوآمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم: بیا برای آخر هفته ات یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم، تاشاید سردردت برای همیشه بهتربشه...

****

مهم نیست که قصه بالا چقدر حقیقت دارد؟مهم نیست که این قصه یا حقیقت در کدام مکان جغرافیایی عالم اتفاق افتاده است! مهم نیست که فروشنده استخدام شده و یا نشده؟ مهم نیست که اون جوان حالاخودش صاحب یک فروشگاه بزرگتره یاهمچنان فروشنده است؟...

مهم این است که در فرهنگ مشتری مداری و دانش بازاریابی امروز جهان، حکایت های این چنینی با کم و زیادهایی وجود عینی یافته وهرلحظه درگوشه ای از جهان کسی دارد چیزی را می خرد که تا لحظاتی قبل به آن فکرهم نکرده است و کسی دارد چیزی را می فروشد که برای فروختن آن تبلیغ کرده وطرح و نقشه ها کشیده است.

در حکایت علمی مشتری مداری ،رابطه  فروشندگان و خریداران هر گونه کالا و خدمات از مرزهای سنتی گذشته واز روزگار بی تفاوتی عرضه کنند گان عبور کرده است.

خط قرمز این عبور از زمانی شکل واقعی تر یافته است که رقابت جدی تر شده و تولید کالا و خدمات از رتبه اول به رتبه های پائین تر رفته است و موضوع فروش و جذب مشتری در رتبه اول قرار گرفته اند.

به نظر من آغاز مشتری مداری علمی امروز جهان را باید در واژه "رقابت" جستجو کرد.مشتری مداری علمی درهرسرزمینی دراین کره خاکی،از لحظه ای آغاز شده که تولید کالاوعرضه خدمات ازسیستم انحصاری دولت ها خارج و به دست بخش خصوصی سپرده شد و امکان حضور فکرتازه و اندیشه نووبه کارگیری سرمایه های فردی و یا جمعی به صورت خانوادگی، دوستانه، تعاونی ویا سهامداران جز یا کل درسیستم های اقتصادی فراهم گردید .

من آغازاین مسابقه دویدن پر شتاب بین تولیدکنندگان و عرضه کنندگان کلیه محصولات ازناچیز ترین تا شیر آدمیزاد و یا هرگونه فعالیت خدماتی را  برای جذب مشتری  و مشتری مداری ، در بازشدن درهای اقتصاد بسته می دانم و فراهم شدن امکان رقابت را مسبب این حکایت شیرین می دانم.در فرهنگ رقابت ، عرضه کنندگان کالا و خدمات نمی توانند بی تفاوت بوده  و پا را روی پا بیندازند و از ضرب المثل "کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته" سود ببرند.

در فرهنگ مشتری مداری ، هر سازمان کوچک ویا بزرگ، هر مغازه دونبش و یا بی نبش مجبور است به مشتری احترام بگذارد، برای مشتری تولید کند و خواسته های او را در نظر بگیرد و برای مشتری برنامه ریزی کند و به افکار و عقاید و خواسته های او احترام بگذارد. عرضه کالا بدون مشتری محکوم به فناست و خدمات بدون مشتری امکانپذیر نیست.دراین بازار،هرکس که به مشتری وخواسته های او احترام وعزت بیشتری بگذارد و سود خود را در سود کیفی و کمی مشتری بداند، سود بیشتری خواهد برد.تقسیم بازار و بدست آوردن سهم مشتری فقط با ارایه خدمات بهتر و بیشتر ممکن است.

بدیهی است که موضوع عرضه و تقاضا در شرایط بحران با شرایط عادی کاملا متفاوت است ،مدیران هرسرزمینی که مدعی شرایط عادی هستند،می بایست زمینه های لازم رابرای رقابت فراهم کنند تا به مشتریان یا به عبارت دیگرمردم خودشان احترام بگذارند.

در شرایط امروز کشور ما که که از حدود 10 سال قبل ، تولد بانک های خصوصی آغاز و در حال حاضر هم ، بانک های جدیدی پا به عرصه خدمات بانکی گذاشته و می گذارند و بانک های دولتی هم با داشتن امکانات گسترده از گذشته وارد حیطه خصوصی سازی شده اند،رقابت در آینده به مراتب جدی ترخواهد شد وآن هایی موفقتر خواهند بود که بتوانند سهم بیشتری از بازار مشتریان را بدست آورند و آن را حفظ کنند.

سهم مشتری از بازار عمومی مشتریان فقط به 2 صورت امکانپذیر است: یکی ارایه خدمات خاص به مشتریان وتفاوت سود بانکها درپرداخت ودریافت تاهر بانکی به شیوه خود عمل کند  و تصصمیم گیری به خود بانک ها و مدیران و مجامع آنها سپرده شود وشرایط رقابتی فراهم شود و دوم آن که بانک ها بتوانند با بازاریابی ، روابط عمومی و مشتری مداری به جذب مشتری و حفظ آن ها همت گمارند.

در حال حاضر ، موضوع اول یعنی تفاوت بانک ها به دلیل سیاست های پولی و کلی ، عملی نشده و تقریبا در بسته های مشخصی تعریف شده است،اما موضوع دوم یعنی مشتری مداری وجذب و حفظ مشتری در اختیار سیاست ها و تلاش های هر بانک جداگانه تعریف می شود.شاید به همین دلیل دوم است که درچند سال گذشته ، بانک های خصوصی توانسته اند جای مناسبی برای خود در سیستم مالی کشور بدست آورند.آنها با ارایه خدمات ویژه در برخورد با مشتری و حتی در انتخاب محل شعب و دکوراسیون داخلی و انتخاب کارکنان به مشتری فکر می کنند.

مدیر عامل محترم یکی از بانک ها بارها در جلسات شورای مدیران به موضوع انتخاب و استخدام کارکنان برای شعب اشاره می کرد، ایشان معتقدند که باید همه تلاش خودرا در بخش صف انجام دهیم و مراقبت های ویژه ای برای کارکنان خود در شعب تدارک ببینیم و درجه وسواس خود را بالا ببریم، تا جایی که کارکنان خود را سهامدار بانک بدانند.همکاران شعب باید اهمیت خود را باورکنند و بدانند که یک نگاه نامناسب،یک جمله پرخاشگرانه،یک کلمه نسنجیده،یک حرکت حتی ناخودآکاه در برخورد با مشتری ، می تواند بانک  را برای همیشه از داشتن یک مشتری خوب محروم کند.

من در چندین یادداشت در سالهای گذشته و در مجله سامان به نحوه برخورد همکاران بانکی با مشتریان اشاراتی کرده ام وهمچنان معتقدم که دراین زمینه باید تلاش بیشتری کرد،آموزش ،آموزش وآموزش بعد از یک انتخاب با وسواس و کارشناسی شده با حضور پزشک روانشناس و استاد ارتباطات و دیگر...الزامی و همیشگی است.

امیدوارم امروز همکاران بانکی و همه کسانی که با مردم برخورد دارند با خواندن این یادداشت خصوصا در شعب از خود سوال کنند که تا به حال توانسته اند به مشتری که برای یک قرص سردرد به آنها مراجعه کرده است، قایق ماهیگیری بفروشند؟

+ نوشته شده در  بیست و نهم دی 1390ساعت 16:37  توسط ناصر بزرگمهر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
متولد ایران - آبادان
شناسنامه مي‌گويد در 10 فروردين 1333 و در منتهي‌اليه پاي چپ گربه قشنگ و ملوس ايران‌زمين، به شرط آن‌كه از پشت سر نگاه شود، در شهري آبادان! متولد شده‌ام و حتما از روبرو، زير پاي راست! اما مادرم اصرار داشت كه شمع تولد يكي يك دانه‌اش را در هفتم فروردين ماه روشن كند، هنوز هم، مهرباناني هستند كه هفتم فروردين ماه هر سال مهرباني مي‌كنند. حالا اين 3 روز چه اهميت تاريخي داشته است و دارد، معمايي بود كه با مرگ مادر لاينحل ماند. (معلوم مي‌شود كه مادرمرده هم هستم.) اما شايد بسياري از نكات تاريك و تاريخي اين سرزمين در همين سه روزهاست كه تعيين شده يا نشده است! كودكي در مناطق نفت‌خيز جنوب همراه با چهار يار كودكي، محسن و شهرام و مسعود و خليل و با توپ گرد زمانه و در گرماي 50 درجه و شرجي 95 درصدي و همراه با آب و باد خاك و در <زمين كوچيكه> بندر معشور آغاز شد. <بني طرف> معلم قد بلند و آراسته كلاس ششم دبستان عنصري، اولين آدم بزرگي بود كه درس انشاء را باور داشت و مشوق من در نوشتن و خواندن گرديد. دبيرستان اميركبير و كلاسهاي فرخي، ابن‌سينا، رازي جولانگاه تاخت و تاز نوجواني و عاشق پيشه‌گي‌مان شد و ديپلم شكسته بسته دبيرستان آريا در انتهاي <لين يك احمدآباد> آبادان پايان همه شلوغي‌هاي ذهن 18 سالگي‌ام شد. در آغازدهه50 به عشق خلباني و خبرنگاري و <خ> ‌بازي‌هاي ديگر، پايتخت‌نشين شديم. ليسانس زبان و ادبيات فارسي و كارشناسي ارشد و دانشجوي هميشگي مقاطع ديگر، حاصل اين كنكور و آن كنكور و در به در شدن‌هاي بسيارمان شد، با سطح سوادي در حد خواندن و نوشتن بخشي از زبان فارسي. تهراني شدن، دانشجو شدن، خبرنگار روزنامه اطلاعات، گويندگي راديو و استخدام در اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر، همه با هم انجام شد. 30 سال مستخدم نااهلي براي دولت‌ها بوديم و بالاخره در سال 1382، با 29 سال و 11 ماه و 15 روز تحمل دولتيون سر رفت و 15 روز مانده به 30 سالگي، مفتخرمان كردند به بازنشستگي دولت فخيمه و مديريت‌هاي كوتوله، شرمان را از سرشان كندند. از دهه 1350 تاكنون در بيش از 50 روابط عمومي دولتي و خصوصي، از چند روز تا چند سال ميهمان بوده‌ايم و همزمان با شغل دولتي (به اميدآب باريكه‌اي كه حالا فهميده‌ايم، قطره‌چكاني بيش نيست) در دهها روزنامه و مجله قلم زده‌ايم و با خبرنگاري درجه 4 تا گزارشگري و دبيري و سردبيري و مديرمسوولي و صاحب‌امتيازي و آبدارچي‌گري و تلفنچي بودن اين روزنامه و آن مجله زندگي كرده‌ايم. در سالهاي اول انقلا‌ب،علا‌وه بر روزنامه نگاري و كارمندي دولت ، بستني‌فروشي هم كرديم و به لطف همين شغل آزاد، كمي‌پول هم در كنار همه اين مشاغل درآورديم. از دوران دبستان هم به بچه‌هاي با معرفت‌تر از خودمان كه حوصله درس خواندن نداشتند، چيزهايي را كه به اصطلاح بلد شده بوديم، به زور معلم‌ها تدريس كرديم تا امروز، كه بهترين دوستان باوفا را در ميان همان دختر و پسرهاي دور و برمان و در همين دانشكده ها پيدا كرده‌ايم. مدعي استادي هم نيستيم، اما همه دوست دارند كه به گروهبان بگويند، جناب سروان تا كارشان گير نكند، مثل نسخه‌پيچ‌هاي داروخانه‌ها (ظاهراً محل كار در اين عناوين موثر است) از همه جوانترهايي كه با بزرگواري خودشان، اصرار دارند كه به من بگويند استاد، ممنونم. اما كافي است كه كمي، نه خيلي زياد، تورقي در علم و دانش بكنند تا بدانند، نه من حقير، بلكه خيلي‌هاي ديگر هم در اين دانشگاه ها و در اين زمانه تا استادي فاصله زياد دارند؟ ياد استادان واقعي‌ام بخير باد، آنها كه رفتند خدايشان بيامرزد، استاد فروزانفر، استاد علي‌اصغر حكمت، استاد خانلري، استاد مهدي بياني، استاد سعيدي سيرجاني و... آنها كه هستند، طول عمرشان افزوده شود، استاد عباس حكيم، استاد سرامي، استاد دبيرسياقي، استاد عابديني، استاد مرزبان، استاد انوار،استاد تدين،استاد افشار استاد نصيريان،استاد دانش‌پژوه ، استاد فرهنگي ، استاد دادگران و ..... در مقابل استادانم، از اين همه بي سوادي خويش خجلم. اميدوارم دوستان جوانتر، فكري به حال خودشان بكنند. زيرا قرار نبود سرنوشت جوانان وطنم چنين باشد... و اما اين مجموعه شامل40 مقاله است كه در زمينه مديريت نوشته شده .اين مقالا‌ت همراه با صدها نوشته ديگر به همت دوجوان برومند مهدي نجفي عزيز و مجيد رحيمي عزيز در وبلا‌گي به نام من جمع شده است . آنها خواسته‌اند كه يادداشت‌هاي پراكنده من را يكجا جمع كنند و چنين كرده‌اند. دست‌شان درد نكند. اما چند توضيح براي آنها كه ممكن است به اين وبلا‌گ سري بزنند : 1- در بخش اول پيوندها (14) موضوع آمده است. 2- همه يادداشت‌ها در يكي از اين 14 سرفصل جاي مي‌گيرد. 3-يادداشت‌ها، علاوه بر سرفصل‌ها در يك روزنامه يا مجله هم چاپ شده‌ است كه نام آن در پيوندها آمده است.4- به لطف رفقاي روزنامه‌نگار، بعضي يادداشت‌ها، با استقبال بيشتري روبرو شده و گاهي در 10 روزنامه يا مجله در زمان‌هاي مختلف چاپ گرديده است. 5- بعضي يادداشت‌ها تكراري است، به نظرم عيبي هم ندارد. شايد در هر روزنامه چند نفري بخوانند. خواندن در اين سرزمين سخت و اتفاقي است. 6- اگر روزي همه مطالب جمع‌آوري شد،در وبلا‌گ به مطالب تازه هم خواهيم رسيد. 7- هر كسي حق دارد، در اين وبلاگ آنچه مي‌خواهد بنويسد و پاسخ خودش را در ذيل همان يادداشت و در آرشيو نظرات بخواند. 8 - به اميد روزي كه هيچ روزنامه‌اي در جهان تعطيل نشود، هيچ مجله‌اي جوانمرگ نگردد، هيچ سايتي تعطيل نشود و هيچ كتابي توقيف نگردد، مگر به خواست دست‌اندركاران آن که البته ا‌ين آرزو به كمك تكنولوژي فردا و انديشه هاي مردم آزادي خواه تحقق خواهد يافت. دير نيست.
نوشته های پیشین
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
مرداد 1389
تیر 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
شهریور 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشيو
آرشیو موضوعی
روزنامه ملت ما
هفته نامه ستاره صبح
بزرگمهر در نگاه دیگران
در اولین شماره ها نوشتم...
چه گفته ایم(گفتگو)
یادداشت های پراکنده(طنز)
مدیریت کوتوله ها
تحمل سخن تلخ(مقالات پراکنده)
اندیشه و جامعه
بازار درهم انتخابات
روابط عمومی و در باغ سبز
این قرن مال بچه هاست
مولایم علی, خود عشق است
آغوش می گشاید رنگین کمان یاد
از پشت میله های فاصله(قصه)
عشق است بر آسمان پریدن
روزنامه آزاد
روزنامه عصر آزادگان
روزنامه همبستگی
روزنامه روزگار ما
روزنامه ايران
روزنامه صبح اقتصاد
روزنامه اقتصاد پویا
روزنامه انتخاب
روزنامه ایران نیوز
روزنامه نشاط
روزنامه اعتماد
روزنامه خبر
روزنامه آفتاب امروز
روزنامه آسیا
روزنامه هدف و اقتصاد
روزنامه میعاد اقتصادی
روزنامه ابرار اقتصادی
روزنامه فرهنگ آشتی
روزنامه جهان اقتصاد
روزنامه عصر اقتصاد
روزنامه دنیای اقتصاد
مجله بانک مسکن
مجله بانک سامان
مجله صنعت برق
مجله پیک برق
مجله کیهان بچه ها
مجله گردون
مجله گزارش
مجله روابط عمومی
مجله همدل
مجله بنیاد
مجله ایرانا
مجله روزگار وصل
مجله نستوه
مجله نمایش
مجله گرافیک
مجله کانون
مجله نمایش
مجله ایران جوان
فصلنامه فرهنگ رسانه
مجله
هفته نامه آتیه
هفته نامه باور
هفته نامه دانش نفت
هفته نامه نگین خلیج فارس
هفته نامه همراه
هفته نامه همراه
هفته نامه سینما
پیوندها
بزرگمهرها...........................
چكامه بزرگمهر
چکاوک بزرگمهر
شیرزاد بزرگمهر
حامدبزرگمهر
علیرضابزرگمهر
مهدی بزرگمهر
اسماعیل بزرگمهر
منصوربزرگمهر
مجیدبزرگمهر
بزرگمهر (هم تبار)
غزال بزرگمهر
نجمه بزرگمهر
رهابزرگمهر
بزرگمهر
بزرگمهر
منوچهر بزرگمهر
کتی بزرگمهر
شیرین بزرگمهر
جلیل بزرگمهر
علی بزرگمهر
کامبیز بزرگمهر
کیوان بزرگمهر
هانی بزرگمهر
کاترین بزرگمهر
محمد علی بزرگمهر
نادربزرگمهر
پرویز بزرگمهر
..................................
محمد آقازاده
غلامرضا كاظمي‌دينان
پدرام باقرنژاد
احمد پاكزاد
داوود پنهاني
فیروزه عسکری(روزنه)
فیروزه عسکری(روزگاروصل)
فاطمه مونسان
فاطمه پیرانی
حسن فراهانی(دوستی..)
افشین پرورش(سرفه تلخ)
علی اکبرخانجانی(عصر..)
سهیل اقازاده(ترانه ای...)
محمدحسن مصلی نژاد
رضا ولي‌زاده(ايستگاه)
مرتضی نوروزی(جستار)
سپیده انصاری(خنکا..)
نرگس حق بیان
بهمن كبيري پرويزي
بيژن صف‌سري
حسین نوروزی
مهدی کاوه ای(اقای عکاس)
امین نظری(عکاس)
محمدحقیقت طلب(عکاس)
سمیه سهیلی
حسام الدین مقدس زاده
علی رشوند(هرآنک)
مرجان توحیدی
احسان ایرانشاهی
حسن خسروی
پوریاناظمی
مهدی نجفی
خسروی(تجربه بودن)
الهام باباخانی
عباس منجمی(عکاس)
حمیدموذنی(مدارا)
فاطمه اثنی عشری
فریدصلواتی
علی اعتصامی فر
مریم(بازباران)
اعظم احمدی(آقازاده)
مجیدمحرابی دلجو
مانی جمشیدی
حیدری(غریبه ای نام آشنا)
فرنودحسنی
طلیعه اکبری (چشم بادامی)
طلیعه اکبری(مکتوبات)
ناتاشا امیری
ساناز(شعرهای پنهانی)
مریم(نسیم)
شادبانو
خدارحمي
حسن(بسوي نور)
محمدحسن جعفری(سپید)
یلداذبیحی(عکس)
سمیه اسفندیاری
ابطحی
حمیدرضاطهماسبی پور
سیدتقی کمالی
مهدی کرباسیان
مهدی نورعلیشاهی
داودیاراحمدی
سمیه(آسمان)
امیدجهانشاهی
امیدجهانشاهی
برناامیرزاده(اندیشه)
عزت درگاهی
بابک شمس
الهام
لاله تقوی
معصومه
دینا يك قواره ازدريا
جوادلگزیان(سودای پرواز)
امیرکریم زادشریفی
فربود شکوهی(جلوه)
فرهود شکوهی(6ساله)
مصطفی بابایی(مشق)
محمدعرب زاده
الهام حدادی(روزنامه نگار)
مینوبدیعی(روزنامه نگار)
محمدصادق چناری
محمدرضا آزادی
اسماعیل آزادی(پارتیانا)
اسماعیل آزادی(وب قلم)
عبداله خدارحمي
روشن ضمیر(نگین انگشتر)
فضل اله ذاکری
محمدجعفری(تابستان63)
صادق حسینی
مریم تاجیک
محمدطاهری
بهنام قلی پور
نسیم مسیحایی
مرضیه(چشمان سبز)
نیایش سرامی
قاسم ملکی زاده
هانیه رییسی
سیاوش بیراوند(تنبورمست)
یوسف جعفری
روزبه قمصري
سمیه نصرتی
محمدرضا بهمنی(فرازمند)
اسماعیل حسام مقدم
سید تقی کمالی
عبدالطیف عبادی
اسماعیل جعفری
یوسف علیخانی(تادانه)
خبرنگار
پوپک صابری(گلنسا)
حسینی(جام جهان نما)
مسیح علی نژاد
نيك آهنگ كوثر
کورش ضیابری
سعیدربیعی
هادی(دست یخی)
س.گ(ادبیات وموسیقی)
مسیحا
خانومونه(دوقلوهاالهه والناز)
سعید(کلبه ما)
شیرین(هذیانهای سفر)
مرهم(بچه کنکوری)
پراکنده گویی یک دخترایرانی
دکترپرتغالی
پیمان و محمد
معصومه مسلمی
هشیوار
افشان
رضا(کم حرف)
مهدی(شب نویس)
ناصرمنصوری
امیرخسروی
کتیبه(سعیدسلیمانی)
سورین دانا
امیررضاپناه
دوستداران آبادان درذیل....
همایش داستان نفت
آبادان
مهردادمعماری-آبادانی ها
دکتردهدشتی-نماینده آبادان
ناصراقبالی(آبادان شهرما)
محمدمیرفصیحی(آبادانی)
حسین دلیر - آبادان
آرش(فتووبلاگ آبادان)
مسعود(دنیاآبادان)
فرشته توانگر(آبادانی)
شهرزاد(دخترآبادانی)
بهرام مهتابی(آبادان شهر..)
علیرضا(آبادان روزی روزگاری)
حمید(بچه های آبادان)
پاپتی(آبادانی)
مریم دلباری(آبادانی)
سیدرضاموسوی(اهل آبادان)
مجتبی(آبادان وب)
حامدورضا(آبادان موزیک)
عسل بانو(دخترآبادانی)
کامبیز(تیسه آبادان)
عاطفه(احلام-آبادان)
اروندطلایی(آبادان)
پسرای لافو به عشق آبادان
قطره ای از دریا(آبادانی)
آبادان پاریس
آبادان بلاگ
خبرهای آبادان
جمع بزرگ آبادان
حوزه هنری آبادان
دانشگاه آزاد آبادان
پالایشگاه آبادان
باشگاه هواداران آبادان
باشهیدان آبادان
مردآبادانی
آبادان آباد
آبادان عشق من
آبادان من
سازمانهاوانجمنهاوگروههاو...
....................................
در آرامش فرانسه
فصلنامه فرهنگ رسانه
بازنگار
گروه آینه
کافه تیتر
کانون زنان ایران
کئو
المزخرف
زیرتیتر
روابط عمومی ها..............
انجمن روابط عمومی ایران
انجمن متخصصان روابط عمومی
روابط عمومی الکترونیک(تقی پور)
پژوهشگران روابط عمومی
آخرین روابط عمومی(رباب موحد)
خانه روابط عمومی(شبیردایمی)
پژوهشکده مجازی روابط عمومی
روابط عمومی جدید(م.مقصودلو)
وبلاگ روابط عمومی(ح.امامی)
کارگزارروابط عمومی(م. باقریان)
نقد روابط عمومی ها(ا.فاطمی)
پایگاه روابط عمومی الکترونیک
همایش روابط عمومی الکترونیک
جامعه مجازی روابط عمومی ایران
بانک عکس روابط عمومی
اخبار روابط عمومی
حرفه روابط عمومی(م.حق وردی)
حرفه روابط عمومی
جامعه روابط عمومی ایران
روابط عمومی چی(موسوی و...)
روابط عمومی
روابط عمومی
مدیریت روابط عمومی
برنامه ریزی روابط عمومی-شکری
روابط عمومی،هنرهشتم
روابط عمومی آنلاین
روابط عمومی راه ارتباطات-ساعی
روابط عمومی قرن 21-غلامیان
بانک عکس روابط عمومی
دانشجویان روابط عمومی کیش
آموزش روابط عمومی-یحیایی ایله
کلبه روابط عمومی
پیام روابط عمومی
روابط عمومی
-روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
روابط عمومی
مرکز جهانی روابط عمومی
انجمن روابط عمومی جهانی
اتحادیه جهانی روابط عمومی
انجمن بین المللی روابط عمومی
صدای روابط عمومی در جهان
روابط عمومی بین المللی تجاری
انستیتو روابط عمومی آفریقا
شرکت روابط عمومی 101
روابط عمومی 360 درجه
روابط عمومی ادفاکتورزهندوستان
روابط عمومی آ.ام .تی نیویورک
روابط عمومی بیزینس در بیزینس
جامعه روابط عمومی کانادایی
انستیتو روابط عمومی اروپایی
مرکزروابط عمومی سی.آر.سی
دفترروابط عمومی امیت-اسمیت
شبکه بین المللی روابط عمومی
روابط عمومی شرق استرالیا
کمیسیون آموزش روابط عمومی
شرکت تخصصی روابط عمومی
آژانس روابط عمومی لویس
آژانس روابط عمومی میلر
روابط عمومی جهانی اگیلوی
روابط عمومی اجتماعی آمریکا
انجمن روابط عمومی خاورمیانه
انجمن تحقیقات روابط عمومی
کنفدراسیون روابط عمومی اروپا
اکبر وکیلی تجره
سعید فانیان
وحیدنوروزی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان